ابوالفضل و سال 88
حالتون خوبه؟
دماغتون چاغه؟
خدا رو شکر...
ابوالفضلم حالش خوبه و روز به روز با مزه تر و شیطون تر و دوست داشتنی
تر و خوردنی تر میشه...
عزیزه دله دیگه چی کار میشه کرد...
جونم براتون بگه:
زمانی که پدر بزرگم خونه ما بود مریض شده بود وسرفه میکرد این آقا ابوالفضل ما اینو به خاطرش میسپره ...حالا هروقت ازش میپرسیم آقا چی کار کرد ؟؟ یا هر وقت پیر مردی میبینه شروع میکنه به سرفه کردن...شیطون بلا شده فسقل بچه...
"اینم بابا بزرگم کنار نتیجه کوچولوش آقا ابوالفضل"

" اینم یه عکس ناز از گل پسر که روز سیزده به در برامون آواز میخوند "

موهاشو نیگا!!!!!!!!!!!!!
موهای این آقا پسر خوشگل ما انقدر زیاد شده بود که میرفت توچشاش .
البته اینجا خیلی مشخص نیست.بچمون پشت مو داشت چی....
فر و خوشگل و ناز.
عکسشو با موهای پریشون و ژولیده براتون میذارم...
نیگا کنید...
ولی بهش نخندینااااااااااااااااااااااا

واما...........
اینجا رو داشته باشید....
این گل پسر ما رفته سلمونی و خودشو تو دل برو تر کرده...
البته زحمت موهای قشنگشو مامان جونش(مامان بزرگ)کشیده ...
بچمون ناز بود نازترم شده...
عروسک عمه جونه دیگه تعریفش نکنه چیکار کنه![]()
![]()
ابوالفضلم میگه:
مرسی که بهم سر زدین و عکسامو نگاه کردین
یادتون نره برام ماچ آبدار بذارین![]()
![]()
![]()
عمه جون:
به امید دیدار...
آرزو مند آرزوهاتون.















شاپرک


















*خروس مهربون*



تا حالا پسر به این نازی دیدی؟



